در روح آدمی هیچ احساسی ناب تر ولطیف تر از احساس نهفته در دل دوشیزه ای نیست که ناگهان از خواب بر می خیزد وروح خویش را از نغمه ای آسمانی سر شار می یابد: نغمه ای که روزها او را به رویاهایی شاعرانه تبدیل می کند و شب هایش را فضیلتی پیامبرانه می بخشد.
Archive for the ‘سپید و سیاه’ Category
روح آدمی
نوامبر 25, 2007سپید و سیاه
نوامبر 25, 2007تو را سپید و هرچه جز تو را سیاه می کشم.
به چشم تو که می رسم سه بار آه می کشم.
گلی؟
ستاره ای؟
پرنده ای ؟
فرشته ای؟
چه ای؟
تو کاملی تو را شبیه ماه می کشم.
